رفتي ولي برايم جا ماند قلب كالي
اي نازنين مسافر امروز در چه حالي
من بي تو جغد شومي بر پشت بام غربت
حرفي بزن غريبه آخر مگر تو لالي
با حس خيس چشمت رفتيم سمت حافظ
با دست هاي سبزش باران گرفت فالي
فالي كه ما دوتا را در بيكران رها كرد
اي دل بخواب آرام در اوج بي خيالي
اي دردها بروئيد بر شانه هاي شعرم
تا كي من و نگاهش در قاب هاي خالي
هي بغض پشت بغض و هي گريه پشت گريه
دستي تورا نچيده است انگار چند سالي
چشمان عشق بي تو در انتظار گم شد
امشب به خاطر او بگذر از اين حوالي
آرزو اسكندري
![]()
![]()
![]()
