تبليغاتX
مسافر پاییز گندمان

مسافر پاییز گندمان

شعر

رفتي ولي برايم جا ماند قلب كالي

اي نازنين مسافر امروز در چه حالي

من بي تو جغد شومي بر پشت بام غربت

حرفي بزن غريبه آخر مگر تو لالي

با حس خيس چشمت رفتيم سمت حافظ

با دست هاي سبزش باران گرفت فالي

فالي كه ما دوتا را در بيكران رها كرد

اي دل بخواب آرام در اوج بي خيالي

اي دردها بروئيد بر شانه هاي شعرم

تا كي من و نگاهش در قاب هاي خالي

هي بغض پشت بغض و هي گريه پشت گريه

دستي تورا نچيده است انگار چند سالي

چشمان عشق بي تو در انتظار گم شد

امشب به خاطر او بگذر از اين حوالي

آرزو اسكندري

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 19:48  توسط مریم وآرزو اسکندری  | 

تن شسته در اغاز تنت شب بوها

جاري شده در پي ات سراسر جوها

هر واژه ترا،ترا به خود مي پيچد

مسحور سرودنت دو بيتي گو ها

دلها همه چون پرنده سر گردانت

حسرت زده ي كبوترانت قوها

گل مست تمناي تو،مي ريزد باز

شيريني نامت از لب كندوها

پارو زده اند تا سحر شوقت را

شايد برسند تا تو دريا خوها

آغاز ترانه ي رهايي ،صحنت

دلبسته ي دام دل تو آهو ها

اي آنكه به جسم غزلم جان دادي

شرمنده ي دست روشنت، جادو ها

دل شوق شكفتني مداوم دارد

هر صبح بيا بگذر از اين پستو ها!

مريم اسكندري

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 19:43  توسط مریم وآرزو اسکندری  | 

به نام خدا

سلام

از این بعد در همین منزل با شعرهایمان میزبان شمایم

 

 

سایه سار

در سایه سار چشم تو کلار پا گرفت

از قامت تو هر چه سپیدار پا گرفت

دنیا که بسته بود به عمق تبسمت

با خنده هات در تب تکرار پا گرفت

پیچید نام سبز تو در گوش بیشه ها

رقصی چنین میانه ی نیزار پا گرفت

افتاد عکس روی تو در قاب برکه بعد

گفتند ماه نو به شبی تار پا گرفت

تنهاترین پیمبر عشقی که با تو شعر

این آیه های روشن تب دار پا گرفت

در من هزار قله به نامت شکست وریخت

آن وقت زیر پای تو کلار پا گرفت

مریم اسکندری

کلار:بلندترین قله ی استان چهار محال که در شهرستان گندمان واقع است

 

نیلگون چشم تو

بعد از تو درد آمد ودر من جوانه زد

بر دل نشست وحرف تو را عاشقانه زد

بی نیلگون چشم تو دیوانه می شوم

دل بی خیال ومست به این بی کرانه زد

حالا قطار می رود از ریل انتظار

باران شروع شد وتو را بی بهانه زد

هر روز شاعری به خیال نگاه تو

بر خاطرات زندگیش تازیانه زد

تا اینکه یک نفر برساند تو را به من

بغض هزار ساله ام امشب جوانه زد

آرزو اسکندری

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:31  توسط مریم وآرزو اسکندری  |